فارسی فیدز آخرین اخبار خبر روز فارسی

پایگاه خبری آخرین اخبار فارسی وب سایت خبری

مطالب ابر برچسب :

1462548613 بازی 63 13 اکانت ترکیبی کلش بوم بچ و چند بازی ارزشمنده دیگه مفت
سلام دوستان یه اکانت گوگل پلی دارم مال خودمه از اول مال خودم بوده یه اکانت کلش داره با ویژگی های زیر تانهال: 8 گارگر :4 جم : 1400(هنوز خودم نخواستم به سطح کریستا برسم .میتونید اونجا هم 250 تا بگیرین) دیوار ها: 6 لول هم :66 (انصافا 66 واقعی اگه کسی خواست وقتی عکس ها رو نشونش دادم میبینه چون اصلا رک پر نمی کردم برا لول اپ الکی) سازه های دفاعیش هم توی تانهال 7 تا جایی که ممکنه بود فول کردم وقتی به تنهال 8 رسیدم خیلی هاش اپ کردم حتی سازه هایی که جدید اضافه شدن خیلی وقته به 8 رسیدم بوم بچ هم لول: 28 نیرو های این رو هم همگی رو اپ کردم ساختمون اصلی هم 11 بازی های دیگه هم مثل کلش کینگ داخلش هست که لول بالا هستن انصافا ارزش خرید قیمتش رو توافقی رد می کنیم یه طوری که نه سیخ بسوزه نه کباب خودم انصافا پول لازمم میتونید بعد خودتون خیلی بیشتر از اونی که از من خریدید بفروشین فقط کافی به شماره 09379518961 پیام بدین هر طوری که تونستین یا زنگ بزنین قابلیت تغییر اسمم داره
1459701029 بازی 63 25 ارزشمند، مانند پلاتینیوم | پرونده استودیوی پلاتینیوم گیمز- قسمت 2
بانوی اکشن | Bayonetta                     سعید آقاباباییBayonetta را اصلا با دید خوبی آغاز نکردم. در همان ابتدای بازی که دیدم شمع و گل و پروانه از کمبوهای بانو ساحره محترم بیرون می ریزند با خودم گفتم خجالت نمی‌کشند این بازی را با Devil May Cry مقایسه می‌کنند. خلاصه این که با دیدی منفی پیش رفتم و بازی را ادامه دادم. پس از مدتی کاملا به این حرف رسیدم که هیچ گاه نباید زود قضاوت کرد. پس از مدتی که از بازی گذشت نه تنها من را شیفته خود کرده بود بلکه از نظر من توانسته بود کاملا از زیر سایه نام Devil May Cry بیرون بیاید و یک شخصیت کاملا مجزا برای خود داشته باشد. به همین ترتیب هر چه از بازی گذشت علاقه من به بازی بیشتر و بیشتر شد و تمامی تحسین هایی که تا آن روز از بازی شنیده بودم و گمان می کردم اغراق است در نظرم منطقی جلوه کرد. هیدکی کامیا در Bayonetta از تجربه ساخت فرنچایز “شیطان هم می‌گرید” به درستی در راستای خلق یک فرنچایز جدید استفاده کرده است و این روند ساخت صحیح وقتی همراه با سازنده ای بزرگ و خبره مخصوصا در زمینه عناوین Hack and Slash یعنی استودیو Platinum Games باشد قطعا نتیجه کار امیدوار کننده خواهد بود، آن هم نه یک امیدواری بیهوده بلکه امیدی به قدرت Bayonetta. نام هیدکی کامیا و استودیو Platinum خود می تواند گویای همه چیز باشد و موفقیت یک اثر را تضمین کند. در این مقاله که به طور کلی در مورد استودیو Platinum و عناوین مختلف آن صحبت می کنیم باید به این نکته اشاره کنیم که یکی از فرنچایزهایی که موفقیت و قدرتمند بودن این استودیو را بیش از پیش تضمین و اثبات کرد همین سری Bayonetta بود که با نسخه اول و دوم خود (که متاسفانه تنها برای Wii U منتشر شد) توانست بار دیگر مهر تاییدی بر کارنامه پربار و موفق Platinum Games باشد.اغراق نکرده‌ایم اگر بگوییم که شخصیت Bayonetta بخش عمده‌ای از محبوبیت این بازی را تشکیل می‌دهد.وقتش است که کمی به صحبت در مورد بازی و گیم پلی و موارد مختلف آن بپردازیم البته نه در حد یک نقد و بررسی کامل بلکه بسیار تیتروار و خلاصه. Bayonetta یک اکشن Hack and Slash بسیار سریع و جذاب است که سال ۲۰۱۰ توسط سگا برای پلتفرم های پلی‌استیشن۳ و اکس‌باکس‌۳۶۰ منتشر گردید. نام این بازی بر اساس نام شصیت اصلی و محوری بازی و سری است که ساحره ای زیبا و جذاب و البته بسیار قدرتمند به نام بایونتا است که از اسلحه های گرم دستی و انواع جادوها برای مقابله با دشمنان مختلف و عجیب و غریب خود استفاده می کند. داستان بازی در شهر Vigrid که شهری خیالی در اروپا است جریان دارد. بایونتا پس از یک خواب ۵۰۰ ساله بیدار می شود و خود را در محیطی نا آشنا می بیند در حالی که نه خاطره ای دارد و نه می داند کیست. وی در طول بازی تصمیم دارد که دلیل و باعث و بانی این اتفاق را بشناسد و کم کم نیز خاطراتی از گذشته یادش می‌آید که دو فرقه و گروه خاص بوده‌اند که مسئول حفظ تعادل بین تاریکی و روشنایی بودند. گروه Umbra Witches که پیروان تاریکی هستند و گروه Lumen Sages که رهروان روشنایی هستند و این دو گروه ۲ گنج مجزا را پیش خود نگاه می‌دارند… همانطور که مشاهده می کنید داستان بازی کاملا جذاب است و در ادامه جذاب تر نیز می شود و یکی از نقاط قوت و قدرت بازی Bayonetta محسوب می شود. در بخش گیم پلی باید گفت مهم ترین خصیصه بازی مبارزات بسیار بسیار سرعتی و تعداد بیشماری کمبو مختلف و خوش دست است که انجام دادن هر یک به راحتی در دسترس شماست و به راحتی نیز می توانید انها را یاد بگیریدو استفاده کنید. در هیچ عنوان اکشن Hack and Slash تاکنون این تعداد کمبو فنون مختلف و متنوع وجود نداشته است و هیدکی کامیا و استودیو پلاتینوم گیمز با این عنوان انقلابی در این مورد به پا کردند. بازی باز انواع فنون نزدیک و دور و سلاح های گرم و انواع جادوهای مختلف را برای مبارزه با دشمنان در اختیار دارد و گاها نیز حملات خوفناکی را از طریق گیسوان بلند خود و تبدیل کردن انها به شکل هیولاهای مختلف انجام می دهد که برای شکست دادن برخی باس های بازی الزامی و ضروری است.اکشن‌های Bayonetta تنها فوق‌العاده هستند… فقط همینبه طور کلی برترین بخش بازی بایونتا بدون شک گیم پلی آن است که آن را از تمامی عناوین هم سبک خود جدا کرده است و طعمی شیرین و تازه را به بازی باز می چشاند. صحبت‌های بسیار زیادی در مورد بخش‌های مختلف این بازی و به ویژه گیم پلی آن می‌توان انجام داد ولی از حوصله این مطلب که قرار است تنها ارائه اجمالی از عناوین استودیو Platinum Games باشد خارج است و البته گمان نیز نمی کنم که کسی از شما عزیزان با بازی بایونتا آشنا نباشد. اما اگر احیانا تا به امروز این عنوان را تجربه نکرده اید حتما به انجام آن بپردازید تا طعم یک بازی لذتبخش Hack and Slash را بچشید به ویژه با توجه به این که نسخه دوم تنها برای کنسول Wii U منتشر شده، بسیاری از ما ایرانی ها نمی توانیم آن را بازی کنیم با توجه به محبوبیتی که این کنسول در کشورمان دارد!ملکه کشتار | Bayonetta 2                    اشکان عالی‌خانیبه یاد می‌آورم روزهایی را که با سعید آقابابایی در مورد بهترین بازی Hack & Slash تاریخ بحث و دعوا می‌کردیم (از درگیری‌های تن به تن گرفته تا درگیری با سلاح گرم). او سری بازی‌های God of War را مناسب این عنوان می‌دانست و من برروی Bayonetta 2 تاکید داشتم. از سلیقه‌های شخصی و نظرهای منتقدان که بگذریم، قسمت دوم Bayonetta آنقدر خوب است که در نوع خود تبدیل به الگو شده است. حتی اگر این بازی بهترین Hack & Slash تاریخ نباشد، قطعا بهترین بازی استودیوی پلاتینیوم است و بهترین بازی پلاتینیوم، برابر است با یک عنوان شاهکار. Bayonetta 2 کمی پس از اتفاقات نسخه اول آغاز می‌شود. در اولین برخورد با این عنوان، شاهد ظاهر جدید و زیبای بایونتا، بانوی اکشن، هستیم. عمده محبوبیت شخصیت بایونتا در این سری بازی، قطعا به دلیل ظاهر و استایل خاص او است. حال، ظاهر خاص و زیبای این بانو در قسمت دوم خاص تر و زیبا تر شده است. Byonetta 2 از همان فصل افتتاحیه، طوفانی و فوق‌العاده آغاز می‌شود. حمله فرشته‌های مرگ به شهر و خونسردی همیشگی بانو، شاید بهترین افتتاحیه ممکن برای این بازی باشد. به طور کلی فلسفه داستان‌های سری Bayonetta بر مبنای حمله موجودات شیطانی و جهنمی به مردم بی گناه و نجات دادن آن‌ها به وسیله یک ناجی است. البته با اینکه ظاهر این حوادث جدی و نگران کننده به نظر می‌رسد اما با قالبی فانتزی، کاملا شکل طنز را به خود گرفته‌اند و آنقدر در بازی استعاره‌های خنده دار و حرکات فانتزی می‌بنید که داستان برایتان به یک جوک تبدیل می‌شود. در کل با اینکه سازندگان برای پیچیده کردن داستان Bayonetta و اضافه کردن شخصیت‌های مختلف در طول داستان برای پردازش بیشتر آن، زحمت زیادی کشیده‌اند اما بازی‌بازان هیچگاه خط داستانی Bayonetta را جدی نگرفته و آن را تنها وسیله‌ای برای پیش‌برد اکشن‌های بازی در نظر می‌گیرند.بانوی اکشن با ظاهری جدید و جذاب تر به ملکه کشتار تبدیل می‌شود و بسیار قدرتمند تر بازمی‌گردد.اکشن‌های نفس‌ گیر و فوق‌العاده نسخه اول را یادتان می‌آید؟ در Bayonetta 2 همه آن‌ها را به توان ۲ کنید. هر مکانیک و سیستم‌های اکشن بازی رشد دیوانه‌ کننده‌ای داشته‌اند و همه ویژگی‌ها اینجا به بلوغ رسیده‌اند. در واقع از آتسوشی اینابا نیز چنین چیزی انتظار می‌رفت. سیستم مبارزات Bayonetta 2 در یک کلام شاهکار است. در بازی تعداد زیادی ضربه (اعم از سبک، سنگین و…) وجود دارد که هر کدام از آن‌ها به شاخه‌های متفاوت تقسیم می‌شوند. به عنوان مثال بازی‌بازی که علاقه زیادی به استفاده از اسلحه گرم دارد، می‌تواند چند ضرب‌هایش را بر آن اساس بسازد و یا بازی‌بازی که در Dogde یا جاخالی به موقع حرفه‌ای است می‌تواند بدترین بلاها را بر سر دشمنان بیاورد. اما بزرگترین شاخه در اسلحه‌های بازی، با استفاده از سلاح اصلی بایونتا شکل می‌گیرد. تنوع ضربه‌ها با شمشیرهای اصلی بایونتا و ساختن چند ضرب با آن‌ها آنقدر فرار و گسترده است که تا آخر بازی هنوز برایتان تازگی و جذابیت دارد. گل سرسبد اکشن‌های Bayonetta 2، ترکیب کردن سبک‌های مبارزه و ساختن چندضرب‌های افسانه‌ای است؛ چند ضرب شمشیر را کامل کنید، اسلحه را با آن ترکیب کنید، در این بین از جاخالی‌های به موقع بهره ببرید، یک پورتال در هوا ایجاد کنید، دشمنان را با انواع و اقسام فنون در هوا قلع و قمع کنید، از تمام کننده افسانه‌ای استفاده کنید و…. همانطور که می‌بینید تنوع اکشن‌های Bayonetta 2 به حدی است که بازی‌باز را تا مرز دیوانگی می‌برد. نکته اینجا است که این در واقع یکی از شاخه‌های مبارزه‌ای بازی بود و بازی‌بازان بنا بر سلیقه خود می‌توانند صد ها چند ضرب مختلف بسازند. در Bayonetta 2 یک تمام کننده بسیار جالب نیز به بازی اضافه شده که در واقع مزد چندضرب‌های طولانی و زنجیره وار بازی‌بازان است. اگر تعداد چندضرب‌های خود را در بازی بالا ببرید، این امکان را خواهید داشت که یک تمام کننده برروی دشمنان پیاده کنید. به عنوان مثال با ساخت یک اهرم بزرگ، دشمنان را له کنید  یا یک هیولای بزرگ احضار کنید که دشمنان را برایتان ببلعد (البته قبل از آن باید یکی از غولآخرهای بازی را شکست دهید). اما Bayonetta 2 فقط سیستم مبارزه و اکشن نیست. مراحل بازی آنقدر متنوع، جذاب و زیبا طراحی شده‌اند که به سازندگان درود می‌فرستید و هیچگاه خسته نمی‌شوید. تعداد و تنوع دشمنان نیز بسیار خوب است؛ به طوری که با یک نوع دشمن، بیش از ۲ سری مبارزه نمی‌کنید و در هر مرحله و هر فصل دشمنان شیطانی جدیدی را مشاهده خواهید کرد. مانند شماره اول، سرعت اکشن‌های بازی به قدر دیوانه کننده‌ای بالا است و آن جمله معروف «پلک زدن ممنوع» را تا عمق وجود حس می‌کنید.تنوع چند ضرب‌ها و در کل تنوع بازی به طرز دیوانه کننده‌ای گسترده است. فصل افتتاحیه بازی با آن گیم‌پلی سریع هیچگاه از خاطرمان نمی‌رود. لذت بازی دو نفره در Bayonetta 2 نیز از نکات مثبت آن است.جلوه‌های بصری بازی خوب و رنگارنگ هستند. بازی با اینکه برروی کنسول Wii U اجرا می‌شود، اما برروی فریم ۶۰ قفل شده و تجربه خوبی را به بازی‌بازان ارائه می‌دهد. طراحی‌های هنری بازی نیز به مانند بسیاری دیگر از بازی‌های پلاتینوم خوب هستند؛ مخصوصا در هنگام مبارزات که در هر لحظه، یک رنگ و افکت متفاوت را برروی صفحه نمایشگر مشاهده می‌کنید .قسمت دوم Bayonetta یک شاهکار است. شاید این بازی بهترین Hack & Slash تاریخ نباشد ( که به نظر من هست)، اما قطعا یکی از بهترین‌ها است و طرفداران این سبک را به شدت راضی می‌کند. در آخر باز هم به این موضوع می‌رسیم که چرا شاهکاری مانند Bayonetta 2 تنها برای کنسول Wii U منتشر شده و بسیاری دیگر از بازی‌بازان را از تجربه این عنوان منع کرده است.هرج و مرج با درصد خلوص ۹۹٫۵ درصد | Anarchy Reigns                     سامرند قهرمانیقتل، قتل موضوعی است که ضعیفه ها از آن استفاده می کنند. قتل چیزی است که بی قدرتی و ناثباتی روانی یک فرد را ذکر می کند. چرا چنین چیزی در جامعه وجود دارد؟ این یک نکته ضعف است که در هر گونه جامعه ای که تصورش را بکنید وجود دارد. وقتی که بدانید یکی از عزیزانتان، توسط معتادی با مشکلات روانی، که به قول خود در سازمان امنیت نیز کار می کرده، به قتل برسد؟ آن وقت چه می شود؟ معلوم است! کلمه انتقام در ذهن شما نقش می بندد؛ همه چیزتان، کل زندگیتان در یک کلمه خلاصه می شود، انتقام. این اتفاقی بود که برای شخصیت اصلی عنوان Anarchy Reigns یعنی Jack Cayman رخ داد (شخصیت اصلی بازی Mad World  نیز همین شخصیت است). دختر خوانده وی، دختری کوچک که تنها ۶ سال عمر دارد، توسط فردی به نام Maximillian که در سازمان امنیتی به نام BPS کار می کند، به قتل می رسد. آن فرد به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر و از دست دادن قدرت تفکر خود، دست به عملی کثیف می زند که ننگی بزرگ به سازمان مذکور وارد می آورد، و نیز زندگی مردی را به ویرانه می کشاند. همانطور که پیداست، بخش داستان در این عنوان به خوبی کار شده، گرچه ایرادات کوچکی در نحوه روایت آن به چشم می خورد اما در مقایسه به دیگر بخش ها بسیار عالی است.با اینکه نمی‌توان عنوان Anarchy Reigns را پسرفتی نسبت به Mad World نامید اما شاید انتظارها کمی از این عنوان بیشتر بود.بزرگترین منفعت این عنوان، گیم پلی سریع و زیبای آن است. در بازی دو جناح وجود دارد که در ابتدای بازی می توانید انتخاب کنید عضو کدام یک شده و شخصیت آن را کنترل کنید. شخصیت جناح سیاه Jack Cayman و شخصیت جناح سفید ماموری دیگر از سازمان BPS به نام Leo است که او نیز مسئول کشتن Maximillian است. بدترین ایراد این بخش این است که پس اتمام بازی با یکی از جناح ها، باید حتماً با جناح دیگر نیز بازی را به اتمام برسانید و در واقع باید در تمام محیط های تکراری به انجام دوباره بازی با شخصیتی متفاوت بپردازید و حتی در بعضی مواقع باس های اضافه را نیز شاهد خواهید بود. بازی از ۴ Stage مختلف تشکیل شده که در هر کدام شاهد ۴ الی ۶ ماموریت فرعی و ۳ ماموریت اصلی هستیم. متاسفانه انجام ماموریت های فرعی اجباری است و باید برای باز شدن ماموریت های اصلی، در آن ها امتیاز لازم را جمع کرد. این عنوان، همانطور که ذکر شد از گیم پلی سریعی بهره می برد که بسیار جذاب و اعتیاد آور بوده و ممکن است حتی بخواهید یک مرحله را چند بار فقط برای کشتن دشمنان بخت برگشته انجام دهید! گرچه قابل ذکر است که گیم پلی، مخلوطی از باس های گوناگون با قدرت ها و شکل شمایل مختلف است که ممکن است نابودی برخی از آن ها بسیار سخت، و عده ای دیگر نیز بسیار آسان باشد. نمی توان گفت گرافیک این عنوان یکی از بهترین بخش های آن است، زیرا مشکلات ریز و درشت زیادی دارد که نمی توان به آسانی از آن ها گذشت. گرافیک بازی بیشتر هنری است و به برخی از اجسام و بخش های بازی بی توجهی شده و نگاه به آن ها نیز گاه باعث تعجب است! بدترین بخش گرافیک، نورپردازی آن است. نورپردازی، به شدت ضعیف واقع شده و ممکن است از لذت شما از تجربه بازی، تا حد زیادی بکاهد.اکشن محض…موسیقی، به جرات می توان گفت افتضاح ترین بخش بازی است! در چنین عناوینی که نیازمند ریتمی تند هستند کاملاً درست و دقیق رعایت شده است، اما بسیار تکراری هستند و سازندگان زحمت قرار دادن تعداد بیشتری موسیقی را به خود نداده اند و ممکن است شما که کمی قبل نوعی ضربه به دشمن وارد کرده اید، باز هم هما&
1459701029 بازی 63 11 ارزشمند، مانند پلاتینیوم | پرونده استودیوی پلاتینیوم گیمز -قسمت1
در دنیای بازی‌های ویدویی، این سازندگان هستند که باید بیش از بازی ساخته شده مورد توجه قرار بگیرند. اگر از گرافیک خیره کننده و صحنه‌های سینمایی آنچارتد خوشتان می‌آید، اگر با کلمنتاین هم‌ذات پنداری کردید و همراه با او اشک ریختید، اگر در شهر لوس‌سانتوس زندگی کردید و اگر با اکشن‌های دیوانه‌وار و سریع بایونتا از زمین جدا شدید، همه و همه به خاطر خالقان این عناوین بوده است. خالقانی که تکه‌های وجودشان را درون بازی‌هایشان می‌گذارند و به بازی خود جان می‌دهند. سلام گیمفایی‌های عزیز! عیدتان مبارک! ضمن آرزوی یک سال نوی خوش و پر از سلامتی، امیدوارم سال خوب و شادی را تا به این لحظه که یکی دو روزی از آغاز سال ۹۵ می‌گذرد، پشت سر گذاشته باشید. در آغاز سال نو با یک پرونده ویژه نوروزی که وعده ان را داده بودیم به سراغ شما آمده‌ایم. پرونده‌ای که حاصل تلاش سعید آقابابایی، سامرند قهرمانی و بنده حقیر است. حتما می‌پرسید که این پرونده راجع به چیست. این پرونده درباره پلاتینیوم است، البته آن را با فلز پلاتینیوم اشتباه نگیرید! منظور بنده استودیوی پلاتینیوم است. معرفی کامل استودیو و بررسی تک تک بازی‌های ساخته شده به‌ وسیله این استودیوی ماهر را برای شما آماده کرده‌ایم. از صمیم قلب می‌گوییم که این کار تنها به عشق شما انجام شده و برای جلب رضایت شما است. پرونده‌ای که هرچند آماده‌سازی آن زمان بسیار زیادی را گرفت اما در برابر شایستگی و لطف و محبت شما کاربران عزیز گیمفا و حمایتی که همواره از ما داشته‌اید هیچ محسوب می‌شود. باشد که این پرونده ویژه مورد قبول شما واقع شود و از آن لذت ببرید. در ابتدا، پرونده را با تاریخچه استودیوی پلاتینیوم گیمز آغاز می‌کنیم: استودیویی از جنس پلاتینیوم | تاریخچه استودیوی پلاتینیوم گیمز                    سامرند قهرمانی کمپانی Platinum Games، یک شرکت بازی سازی ژاپنی بزرگ و موفق است. این شرکت اولین بار تحت اسم Seeds, Inc در ۱ آگست سال ۲۰۰۶ توسط شینجی میکامی، آتسوشی اینابا و هیدکی کامیا، اعضای سابق استدیو Clover که یکی از استدیو های شرکت Capcom است و به همراه تعدادی دیگر از افراد استدیو مذکور، تاسیس شد. افراد مذکور، از تواناترین بازی سازان ژاپنی می باشند که عناوین مختلفی را در سبک های مختلف در کارنامه‌های درخشان خود دارند. کمتر بازیبازی است که موفق به تجربه حداقل یک عنوان از ساخته های شگفت انگیز این نوابغ دنیای گیم نشده باشد و اگر شرکتی توسط این افراد تاسیس شود، مطمئناً آینده‌ و عناوین درخشانی پیش رو خواهد داشت. استدیو Clover مسئول ساخت عناوین بزرگ و پرمدعایی مانند Viewtiful Joe و Okami بود. در ماه اکتبر سال ۲۰۰۶، مدیران شرکت Capcom تصمیم به تعطیل کردن استدیو در مارس ۲۰۰۷ و نیز نگه داری IP های بزرگ آن ها مانند Viewtiful Joe, Okami و God Hand برای خود، گرفتند. این تصمیم ناگهانی آن ها، برای بسیاری سخت بود. ساخت این عناوین بدون خالقان آن ها، کاری سخت و حتی غیر ممکن به نظر می رسید و تصمیم عجیب Capcom، مبنی بر تعطیل کردن این استدیو در اوج، نیز تصمیمی عادی نبود، زیرا استدیو مذکور، یکی از بهترین و قوی ترین استدیو های Capcom بود که با ساخت عناوینی که موفقیت های بزرگی در پی داشتند، باعث معروف تر شدن و موفق تر شدن شرکت Capcom شده بود. به این استودیوی توانا، استودیوی شماره ۴ کپکام نیز گفته می‌شد.سه ضلع اصلی استودیوی پلاتینیوم گیمز… البته شینجی میکامی از این تیم جدا شد و استودیوی خود را تاسیس کرد.کمپانیSeeds, Inc در ماه اکتبر سال ۲۰۰۷ با ODD Incorporated ادغام شد و سرانجام نام واقعی خود یعنی Platinum Games را یافت. در ماه می سال ۲۰۰۸ کمپانی پلاتینیوم گیمز، ۴ بازی را توسط  شرکت SEGA که ناشر آن ها بود، معرفی کرد. این عناوین شامل Bayonetta (یک عنوان اکشن مبارزه ای) که برای PS3 و Xbox 360 که توسط هیدکی کامیا کارگردانی شده بود، یک عنوان علمی تخیلی در سبک JRPG به نام Infinite Space و عنوان MadWorld، یک اکشن پر از خشونت برای کنسول Wii با گرافیک سیاه و سفید (مانند Sin-City) بودند. این عناوین با استقبال عالی بازی‌بازان رو به رو شد و هر کدام توانستند موفقیت‌هایی بزرگ را در نوع خود، رقم بزنند. عنوان چهارم، Vanquish بود که توسط شینجی میکامی کارگردانی شده و در ۱۹ اکتبر سال ۲۰۱۰ به بازار عرضه شد. بالاخره استاد سبک وحشت، عنوانی جدید ساخته بود. این عنوان نیز، مانند دیگر عناوین آقای میکامی به نام عنوانی موفق در کارنامه ایشان ثبت شد. بعد از عرضه Vanquish، آقای میکامی جدایی خود را از PlatinumGames اعلام کرد تا به استدیو تازه تاسیس خود، Tango Gameworks، شکل و نامی بدهد. بعد از جدایی ایشان، آقای آتسوشی اینابا اعلام کرد که همکاری با چنین فردی واقعاً عالی بوده و نیز از زحمات ایشان در ساخت عناوین متعدد در شرکت قدردانی نمود.در ماه اکتبر سال ۲۰۱۰، آتسوشی اینابا اعلام کرد که می خواهند همکاریشان با شرکت SEGA را گسترش دهند زیرا همکاریشان تا به الان، به عناوینی بسیار موفق ختم شده است. در دسامبر همان سال، معاون فروش و بازاریابی شرکت SEGA تایید کرد که عنوان پنجمی نیز به لیست همکاری آن ها اضافه شده است و بعد از آن اطلاعات دیگری از عنوان مذکور درج نشد. بازی‎بازان زیادی حتی توسط این حرف، هیجان زده شدند و برای معرفی عنوان پنجم لحظه‌شماری می کردند. این عنوان در ژانویه ۲۰۱۱ مشخص شد که Anarchy Reigns می باشد، عنوانی در سبک Beat’em Up که تمرکز زیادی بر روی بخش چند نفره داشته و برای عرضه در جولای ۲۰۱۲ برنامه ریزی شده بود. متاسفانه این عنوان پس از عرضه، نتوانست به موفقیتی که انتظارش می رفت برسد، کم کاری در زمینه گیم پلی و داستان و نیز بی کیفیت بودن میان پرده‌ها و کم کاری در جزییات گرافیکی، از دلایل افول این عنوان بودند. در مراسم Spike Video Game Awards در ژانویه ۲۰۱۱، مشخص شد که Platinum Games سازنده عنوان Spin-Off شرکت کونامی، Metal Gear Rising: Revengeance است. خوشبختانه، این نسخه توانست به خوبی دیگر نسخه های سری Metal Gear تحسین منتقدان را برانگیزد. گرافیک زیبا، گیم پلی بسیار سریع، دیدنی و لذت بخش از نقاط قوت آن محسوب می شوند. متاسفانه داستان ضعیف این عنوان نیز سبب ایراداتی در تجربه آن می شود، اما توسط گیم پلی زیبا به خوبی جبران شده است. گیم پلی هیجان انگیزی که در آن باید به تکه تکه کردن و از بین بردن دشمنان بپردازید! در نمایشگاه E3 سال ۲۰۱۲، شرکت Nitendo تایید کرد که آن ها نیز با Platinum Games یک عنوان مشترک خواهند ساخت که اسم رمز آن “Project P-100” بود که بع‌ها معلوم شد اسم واقعی این عنوان، The Wonderful 101 بوده است. در سپتامبر ۲۰۱۲، ادامه عنوان Bayonetta، تحت نام Bayonetta 2 برای عرضه بر روی کنسول Wii U معرفی شد. این بار آتسوشی اینابا خود کارگردانی را بر عهده دارد و Nitendo کار سرمایه گذاری و نشر عنوان را بر عهده خواهد داشت. Bayonetta 2 توانست از نسخه اول نیز موفق تر واقع شود و طیف گسترده‌ای از بازی‌بازان را به خرید کنسول Wii U و نیز تجربه این شاهکار دعوت کند.Bayonetta 2 هم از نظر گرافیکی و داستانی و هم از نظر گیم پلی، نسبت به نسخه اول پیشرفت بسیاری کرده بود که باعث لذت بخش تر شدن تجربه آن می‌شد. زیبایی بازی با پیشرفت گرافیکی و سیستم مبارزات آن، بیشتر حس می شد و جزئیات در آن بیداد می‌کرد. چنین موفقیتی، عنوان Bayonetta 2 را به یکی از برترین‌ بازی‌ها در سبک H & S بدل کرد.این تیم دوست‌داشتنی…در یک پست تویتر در ۲۳ ژانویه سال ۲۰۱۳، آقای اینابا علاقه خود را به داشتن فرنچایز Darksiders استدیو Vigil Games و ناشر ورشکسته قبلی آن یعنی THQ اعلام کرد. این فرنچایز، مشخص است که با بودن در دستان فردی توانا مانند آقای اینابا می توانست به فرنچایزی بسیار بهتر از آن چه هست تبدیل شود. ولی متاسفانه این گونه نشد و این فرنچایز پس از نسخه دوم، تا به حال ادامه‌ای نداشته است. در E3 2014، اعلام شد که Platinum Games بر روی یک عنوان جدید به نام Scalebound که در انحصار کنسول Xbox One شرکت Microsoft است، کار می کند و این عنوان، شخصاً توسط آقای کامیا کارگردانی می شود.با توجه به نمایش‌های این عنوان، باید منتظر یک شاهکار دیگر، مانند عناوین قبلی این استدیو باشیم. عنوان Scalebound عنوانی است که از یک ایده خارق العاده و گرافیکی دیدنی استفاده می کند. قطعاً چنین ایده کمیابی، می تواند زیبایی این عنوان را ۲ چندان کند و نیز انحصاری بودن آن، می تواند بازی‌بازان زیادی را به خرید کنسول Xbox One و تجربه این عنوان زیبا مجبور کند، و نیز موفقیتی دیگر برای استدیو همیشه موفق Platinum Games شود. این عنوان خیره کننده می‌تواند در میان انحصاری کنسول های مایکروسافت سری در سرها در آورد.در ۲۵ ژوئن ۲۰۱۴ و در یکی از مصاحبه‌های وب‌سایت انگلیسی با کارگردان عنوان Bayonetta 2، آقای یوسوکه هاشیموتو، اعلام کردند که اگر موقعیتش به وجود بیاید، به ساخت ادامه سری Bayonetta با همکاری Nitendo علاقه بسیار دارد. قابل ذکر است که اگر چنین چیزی صورت بگیرد، باز هم شاهد موفقیت عنوان جدید و نیز موفقیت بیشتر کنسول‌های Nitendo خواهیم شد. در E3 سال ۲۰۱۵ شرکت Platinum Games اعلام کرد که در انجام چند پروژه دخیل است که این پروژه‌ها، Transformers Devastation‌ (با همکاری اکتیویژن)، Neir Automata (با همکاری اسکوئر انیکس) و Star Fox Zero و Project Guard (با همکاری نینتندو) هستند. این عناوین نیز، مطمئناً به عناوینی درخشان و زیبا تبدیل خواهند شد، زیرا این شرکت هرگز عنوانی نا امید کننده ارائه نداده است در پایان، قابل ذکر است شرکت PlatinumGames مانند بسیاری شرکت ها و بازی سازان ژاپنی دیگر، در راستای کاری خود، همواره موفقیت هایی بزرگ را در پی داشته که باعث علاقمند شدن بازی بازانی از هر قشر، به خود شده و نیز علاقه و توجه دیگر نوابغ صنعت گیم را بر خود معطوف کرده است. عناوین و شرکت های ژاپنی، برای ساخت یک عنوان، سعی در فروش ندارند؛ فروش حداقل چیزیست که به آن فکر می کنند. شرکت هایی مانند Platinum Games می توانند کلاس درسی برای شرکت هایی باشند که با معرفی IP های بزرگ، انتشار تریلر ها و نمایش های گوناگون از آن ها، سعی در خالی کردن جیب بازی باز داشته و هیچ گونه اهمیتی به لذت یک بازی باز از عنوانشان نمی دهند.حاصل ۱۰ سال زحمت استودیوی پلاتینیوم گیمز…در هم شکشتگی | Vanquish                    سعید آقابابایی               برخی کارگردانان آن قدر بزرگ و نابغه هستند که در هرسبکی که قصد کنند عنوانی را بسازند می توان مطمئن بود یک بازی عالی و خوش ساخت از کار در خواهد آمد. حال می خواهد یک بازی وحشت بقای خوفناک و بی‌نظیر باشد و یا یک شوتر بسیار بسیار سریع و انفجاری و هیجان انگیز. این کار از عهده هر کسی بر نمی آید و فقط برخی سازندگان در ساختن یک سبک و یک نوع بازی استاد هستند. صنعت بازی های رایانه ای افراد کمی را مثل استاد Shinji Mikami به خود دیده است و خواهد دید. مردی که بی شک پدر سبک وحشت بقاست و عناوین Resident Evil وی تا ابد فراموش نخواهند شد. در سال های اخیر نیز وی عنوان “شیطان درون” را ساخت که این بازی نیز یکی از برترین عناوین وحشت بقاست که در نسل‌های جدید بازی‌های رایانه‌ای منتشر شده است. اما سال ۲۰۱۰ و در نسل هفتم بود که عنوانی توسط وی و استودیو موفق و توانمند Platinum Games منتشر شد که نشان داد ترکیب یک کارگردان فوق العاده و یک استودیو قدرتمند و کاربلد، منجر به یک بازی بی‌نظیر خواهد شد. نام این بازی Vanquish بود و شبیه هیچ یک ازساخته های قبلی Mikami و حتی استودیو Platinum نبود. این بازی که توسط کمپانی Sega برای پلتفرم های پلی‌استیشن۳ و اکس‌باکس‌۳۶۰ منتشر گردید، یک شوتر سوم شخص بسیار هیجان انگیز و سریع بود که مهمترین خصیصه آن منحصر به فرد بودن آن بود. در واقع کمتر عنوانی تا آن زمان شبیه به Vanquish با آن استایل خاص گیم‌پلی ساخته شده بود و همین تک بودن بازی را به یکی از برترین تجربه های بازی بازان و منتقدان در سال ۲۰۱۰ تبدیل کرد. Vanquish هنر سازندگی Mikami و سبک سرعتی و دیوانه وار عناوین Platinum Games را با هم یکجا داشت و تبدیل به یکی از بهترین ساخنه های این استودیو در کارنامه پر بار خود شد.طراحی محیط‌ها و پوشش شخصیت‌ها و دشمنان بازی فوق‌العاده است.Vanquish به سرعت روند موفقیت را طی کرد و مورد تحسین اکثر منتقدان و وبسایت‌های معتبر بازی‌های رایانه‌ای در سراسر دنیا قرار گرفت و در نهایت با امتیاز متای ۸۴/۱۰۰ به کار خود پایان داد و البته نمره ۹ از وبسایت Gamespot و Game trailers و Eurogamer و ۸٫۵ از وبسایت IGN را دریافت کرد تا ثابت شود یکی از برترین بازی‌های سال ۲۰۱۰ و همچنین یکی از برتربن شوترهای سوم شخص نسل هفتم است. در آینده ای نزدیک جمعیت زمین به طرز وحشتناکی رو به افزایش است و کشورها بر سر منابع باقی‌مانده مشغول جنگ هستند. کشور ایالات متحده آمریکا در تلاش است تا به وسیله یک ایستگاه فضایی به نام O’Neill Cylinder که دارای ژنراتوری برای تبدیل انرژی خورشیدی می باشد بتواند تا از یک منبع جدید انرژی استفاده کند ولی گروهی در روسیه که کنترل این کشور را به دست گرفته اند، به این ایستگاه فضایی حمله می‌کنند و آن را در اختیار می گیرند و به سرکردگی Victor Zaitsev سان فرانسیسکو را هدف قرار می دهند و تهدید می‌کنند که در صورت تسلیم نشدن ***** مردان آمریکا، نیویورک را نیز مورد حمله قرار خواهند داد. داستان بازی همان طور که مشاهده می کنید واقعا جذاب و زیبا است و توانایی جذب کردن بازی باز را داراست مخصوصا به دلیل روایت خوبی که دارد و موفق می‌شود تا داستانی نسبتا کلیشه ای را به خوبی به خورد بازی باز دهد. در این بازی شما کنترل Sam Gideon را که یکی از بهترین نیروهای DARPA و مجهز به یک لباس ویژه و به قول خودمان خفن است را بر عهده دارید. وقتی بازی باز زیاد ضربه می خورد لباس به طور خود به خود به حالت (Augmented Reaction mode (AR mode می رود که زمان آهسته می شود و به ما کمک می کند تا از مردن جلوگیری کنیم. همچنین خود باز باز نیز می تواند به طور دلخواه به این حالت منتقل شود و به راحتی دشمنان مد نظر را هدف بگیرد. باز باز می تواند تعداد زیادی Booster های مختلف را بر روی لباس خود نصب کند و مثلا به سرعت در منطقه بازی جابجا شود. البته اگر خیلی زیاد از این موارد استفاده کنید لباس به حالت Overheat می رود و باید مدتی صبر کنید تا خنک شود و دوباره بتوانید از آن موارد استفاده کنید. اسلحه خانه شما در این لباس شامل یک سیستم Blade و دو نوع نارنجک است. سیستم یاد شده توانایی استفاده همزمان از ۳ اسلحه (از ۸ نوع اسلحه کلی) را به بازی باز می‌دهد و تمام این اسلحه ها و نارنجک ها قابل ارتقا یافتن نیز هستند. در درجه سختی های معمولی و بالاتر اسلحه